سخنی از نبوی

آیت الله مشکینی: چرا حتی یک نان خمیر بود مردم آنرا به روحانیت ربط می دهند؟

با توجه به اینکه این موضوع اهمیت ویژه ای دارد، روحانیت باید تلاش کند تا بفهمد چرا حتی اگر یک نان هم خمیر بود مردم آنرا به روحانیت نسبت می دهند، برای اثبات و فهماندن این موضوع چند روش فلسفی و منطقی پیشنهاد می شود:

روش اول( روش عادی):
چرا نان خمیر است؟ چون نانوا حواسش پرت است.
چرا نانوا حواسش پرت است؟ چون با زنش دعوا کرده است.
چرا با زنش دعوا کرده است؟ چون اجاره خانه اش عقب افتاده است.
چرا اجاره خانه اش عقب افتاده است؟ چون پول ندارد.
چرا پول ندارد؟ چون بقیه مردم هم پول ندارند.
چرا بقیه مردم هم پول ندارند؟ چون مدیر خوب نداریم.
چرا مدیر خوب نداریم؟ چون وزیر خوب نداریم.
چرا وزیر خوب نداریم؟ چون وکیل خوب نداریم.
چرا وکیل خوب نداریم؟ چون شورای نگهبان داریم.
چرا شورای نگهبان داریم؟ چون روحانیت تعیین کننده است.
نتیجه گیری منطقی اول: علت خمیر بودن نان وجود روحانیت در حکومت است.

 

روش دوم( روش موازی):
چرا نان خمیر است؟ چون شهرداری روی کار نانوا نظارت نمی کند.
چرا شهرداری روی کار نانوا نظارت نمی کند؟ چون شهردار مشغول تغییر نام خیابانهاست.
چرا شهردار مشغول تغییر نام خیابانهاست؟ چون باید معلوم شود که حزب اللهی است.
چرا شهردار حزب اللهی است؟ چون شورای شهر حزب اللهی است.
چرا شورای شهر حزب اللهی است؟ چون اکثریت مردم در انتخابات شرکت نکردند.
چرا مردم در انتخابات شرکت نکردند؟ چون دیدند انتخابات فایده ندارد.
چرا انتخابات فایده ندارد؟ چون نماینده مردم رد صلاحیت می شود.
چرا نماینده مردم رد صلاحیت می شود؟ چون شورای نگهبان ناظر انتخابات است.
چرا شورای نگهبان ناظر بر انتخابات است؟ چون روحانیت تعیین کننده انتخابات است.
نتیجه گیری منطقی دوم: علت خمیر بودن نان وجود روحانیت در حکومت است.

روش سوم( روش جابجایی):
چرا نان خمیر است؟ چون شهردار روی کار نانوا نظارت نمی کند.
چرا شهردار روی کار نانوا نظارت نمی کند؟ چون شهردار مشغول سیاست خارجی است.
چرا شهردار مشغول سیاست خارجی است؟ چون وزارت خارجه مشغول بمب اتمی است.
چرا وزارت خارجه مشغول بمب اتمی است؟ چون وزارت دفاع مشغول کار فرهنگی است.
چرا وزارت دفاع مشغول کار فرهنگی است؟ چون آدم های فرهنگی مشغول کار سیاسی هستند.
چرا آدم های فرهنگی مشغول کار سیاسی هستند؟ چون آدم های سیاسی دارند روزنامه می نویسند.
چرا آدم های سیاسی روزنامه می نویسند؟ چون روزنامه نویسان زندانی می شوند.
چرا روزنامه نویسان را زندانی می کنند؟ چون قاضی با آنها مخالف است.
چرا قاضی با آنها مخالف است؟ چون قاضی روحانی است.
چرا قاضی روحانی است؟ چون روحانیت گفته است.
نتیجه گیری منطقی سوم: علت خمیر بودن هر نانی در هر نانوایی وجود روحانیت در حکومت است.

روش چهارم( روش عکس قضیه):
توضیح: در این حالت اثبات می شود که حتی اگر نان سوخته باشد هم به روحانیت مربوط است.
چرا نان سوخته است؟ چون نانوا عجله دارد.
چرا نانوا عجله دارد؟ چون مردم عجله دارند.
چرا مردم عجله دارند؟ چون می خواهند زودتر بروند خانه.
چرا می خواهند زودتر بروند خانه؟ چون در خیابان به مردم فشار می آید.
چرا در خیابانها به مردم فشار می آورند. چون وادار شوند مثل حکومت رفتار کنند.
چرا مردم مثل حکومت رفتار نمی کنند؟ چون مثل حکومت فکر نمی کنند.
چرا مردم مثل حکومت فکر نمی کنند؟ چون در مردم در حکومت نقش ندارند.
چرا مردم در حکومت نقش ندارند؟ چون نمی توانند حکومت را انتخاب کنند.
چرا مردم نمی توانند حکومت را انتخاب کنند؟ چون شورای نگهبان نمی گذارد.
چرا شورای نگهبان نمی گذارد؟ چون اعضای آن روحانی هستند.
نتیجه گیری منطقی معکوس: علت سوختن نان در نانوایی هم وجود روحانیت در حکومت است.

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ،۱۳۸۳


وبلاگ من به ۰ ميل ميکنه

به سلام به همه

وبلاگ من داره به نابودی ميل ميکنه....

تقصيره خودمه!!

دير به دير آپ ميکنم

کلی با اين بلاگ خاطره دارم

مينا مهسا باران رضا موتوری و رضا معمولی (مارمولک پير) همتونو دوست دارمباور کنيد من فقط شماها رو دارم تو اين دنيا!!!

فعلا خدانگهدار

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۳


کجا؟

ببخشید که دیر به به دیر آپ میکنم آقا قول میدیم دیگه تکرار نشه ...

آآ

کدومتون میدونه که اون کدوم حیوانیه که همرو میشناسه؟؟؟

اواو

نمیدونید ؟؟

ببعی چون هر کیرو میبینه میگه بعععععع (بهههه چیتوری؟)

آآ

یه روز یه فیله یه شرته (شورت!! ؟؟نمیدونم تاحالا تو هیچ کتابی املاشو ندیدم) سبز میپوشه!!! اگه گفتی بهش چی میگن؟؟

میگن چه بهت میاد؟؟

فرداش سفیدشو میپوشه!!! حالا اگه گفتی بهش چی میگن؟؟

میگن قبلیه بیشتر بهت میومد!!!

فرای فرداش یه دونه قرمزشو میپوشه !!!! خودتون حدس بزنید این جا چی باید مینوشتم!!!؟؟

همه بهش میگن هوووووو چه قدر شرت داری!!!!!

آآ

این آآ ها جریان داره!!!

هووووووق حالم به هم خور از جوکای خودم!!!

اوخ اوخ روزم باطل شد......

راستی ماه رمضونو به همتون تبریک میگم....

چه قدر اسلام دنگو فنگ داره ها....!! اگه آّ کل سرتو بگیره روزت باطله!!! حتی اگر 3 میلیمتر مربع هم خیس نشه بازم باطله!!!

میدذونستید اگه 3 بار در حال روزه خواری دستگیر شید حکمتون اعدامه؟؟؟ نمیدونستی بدون!!!

کسی از حکم ژیلا ایزدی 13 سالاه که به سنگسار محکوم شده بود خبر نداره؟؟ میگن حکمش به حبس تا آخر عمر تغییر یافته!!! به منم بگید چی شده!!!

راستی یادم رفت آآ

اوخ کمرم داره میشکنه تو مدرسه خر پلیس بازی کردیم ... خیلی حال میده بچه بازی نیست....

یکی به عنوان اوستا وای میسته کناره دیواره و دستشو قلاب میکنه!!

بقیه دو تا تیم میشن یه تیم خر یه تیم پلیس... تیمی که خره .. پشت سر هم دولاا میشن!!! (90 درجه)نفر اول سرشو میزاره رو دسته اوستا بقیه به ترتیب پایه سمته چپ نفر جلوییشونو میگیرن و سرشونو میندازن پایین...

حالا خر آمده است!!

نوبته پلیسه به ترتیب دونه به دونه میدوند میپرند رو خرا !! نفر اوول باید بره رو اوولین خر که کناره اوستاس و دومی رو دومی و الی آخر .. بایو همه ی پلیس ها رو همه ی خر ها سوار باشند!! تا پلیس ها ببرند اگه یه دونه از پلیسا بیوفته.... تمهشون میبازه و جاشون با خرا عوض میشه اما اگه خر بیوفته میگن خر خوابید و دوباره روز از نو خر پلیسم از نو.....

 

میدونم یه کمی وحشی بازیه اما خیلی حال میده آخره خنده بازاه!!.....تمامه بدن تا 2-3 روز درد میکنه!! اما حال میده

 

آآ

راستی من روزه نمیگیرم باورتون نشه!!!

اگه مایلید در بارهی دین و اینا بیشتر بدونید یه سر به کافر دات کام بزنید

اوه اوه آلبومه جدبده منصورم اومده اما اونقدر خز بازیه که روم نمیشه بزام برا دانلود برین آلبوم جدید دات کام ببینید گذاشته یا نه!!

 فردا امتحان هندسه داریم هیچی هم نخوندم فک نکنم چیزی هم بخونم!! خدا کمک کنه

 

از همه ی دوستانی که کامنت میدن ممنونم...

مهسا ی مهربون (همیشه مهربون نیست اما دوسش دارم)

باران خانوم!!(چند وقته خبری ازش ندارم نمیدونم کجاست دلم براش تنگ شده)

رضا موتوری (که به من یه پیشنهاد کار داده میگه تو سه چار ماه 50000 $ در آمدشه!!!)

رضا (مارمولک پیر که الآن دوبی هستش)

و از صاحبان وبسایت گوجهhttp://gojesabz.com سبز که زن و شوهر هستن و بعضی اوقات به من هم سر میزنند

من هر کیو میبینم بهش میگ لینکین پارک گوش بده منظورم اینه که اونارو به آغوش لینکین پارک دعوت میکنم!! اما دوستم میگه مگو خزس میکنی همین جوریشم کلی جواد شده اما من بازم به شما پیشنهاد میکنم لینکین پارک گوش بدید!!

آآ تموم شد دیگه خسته شدم....

راستی قصد دارم اگه خدا بخواد یه امپیتری پلیر بگیم دعا کنید جور شه!!

خوب دیگه تموم شد.

درساتونو خوووووب بخوووونید!!!

بچه های خوبی باشید....

هموتو میسپارم دست خدا اذیتش نکنید باشه؟

خدانگهدار

  

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ،۱۳۸۳


بازم سلام

هوووووووف

سلام

امروز کلی با معلم دفاعیمون سر آزادی بیان و جمهوری اسلامی کلکلکلکلکلکل کردم......

آخر سر به این نتیجه رسیدم مرتیکه افراتی اصلا معنی میتینگ و ارائه ی نظر رو هیچ چی نمیدونه!!

مرتیکه ی عوضی هر چی من میگفتم یا بر میگردوند به آمریکا یا منو متهم میکرد که دارم به اسلام توهین میکنم ... خلاصه بازم به یه نتیجه دیگه رسیدذم که یارو اصلا لیاقت کلکلکل رو نداره.....

به امید خدا شنبه در افغانستان انتخابات ریاست جمهوریه!!!!

اونا دارن به دموکراسی میرسن ما هنوز تا به یارو میگیم بین اهل سنّت و شیعه و غیر مسلمان فرقی نداره مهم ایرانی بودنه!! صداشو میبره بالا اینا همش تبلیغات منفیه که تو گوشه شما پر کردند... بر ضد حکومت بی نقص جمهوری اسلامی!!!

زنگ آخرم که پرورشی داشتیم یک ساعت با یارو کلکلکلکل میکردم تا به جای آوردن تفسیر قرآن هر چی خواستم بیارم منم هفته ی بعد یه تحقیق در باره تقویت موتوره ماشین براش می یارم کف کنه!!!! حالا بازم جایه شکر هست که رشته ی انسانی نرفتم مگر نه الان بسیجی شده بودم!!

به رحمت کریا ارحمن راهمین ماشا الله به خودم با این دعا نوشتنم!!

 

 

خوب بازم یکی اومد هممونو گذاشت سره کار!!!

اهورا پیروز (فتح الله) خالقی یزدی معروف به هخا....

من که باور کرده بودم یارو میاد... ولی خوشبحاله اونایی که باور نکرده بودند!!

 

و بالاخره اینم عکسه دوربین مدار بسته ی مدرسمون (دبیرستان ابوریحان) تورو خدا ببینید ما چه زیره ذره بینیم تا یه جا یکی یه نارنجک میترکونه میان میگیرنش

 dooooorbine medar basteye aboooreyhn

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸۳


اول مهر

سلام بر همه‌ی شما عزیزان

فرا رسیدن اول مهر را به همه‌ی دانش‌آموزان عزیز تسلیت عرض کرده و خواهشمندم مرا در غم خود شریک بدانید.

چون همه‌ی ما همدردیم پیشنهاد میکنم این دو ویدئو فلش زیبا را مشاهده کنید...

1-ویدئو فلش گوره پدر مدرسه

این دو ویدئو فلش هیچ ربطی به هم ندارن یعنی میتونید ار دوم شروع کنید...

در ضمن اگه شما هم خواهان دانلود جدید ترین آهنگ های خارجی هستید از این دو سایت زیر دیدن فرمایید

1- www.yourmp3.net                  2- www.mp3sfinder.com

دو سه تا جوک :

1-بچه‌ی ترکه ماشینشو میپیچونه ترکه زنگ میزنه 110 میگه ....ماشینمو با بچه هامودزدیدن!!!

2- توی هواپیما توی هوا........
خلبان از تو بلند گو اعلام میکنه:.... ... .. . خلبان اسپیکینگ مسافرا لیسینینگ موتور سمت راست هوا پیما آتش گرفته اما نگران نباشید من شما رو به مقصرد میرسونم...........  بعد از مدتی دوباره اعلام میکنه :...  خلبان اسپیکینگ مسافرا لیسینینگ هر دوتا موتور های هواپیما آتش گرفت اما نگران نباشید من شما رو سالمم به مقصد میرسونم.....  بعد از یه مدت دیگه(با مدت قبلی فرق میکنه ها) اعلام مینه:...خلبان اسپیکینگ مسافرا ریپیتینگ :
انا الله و الیه راجعون!    

بچه مسلمون یه دعا رو هم نمیتونم درست بنیویسم....هر چند بهتر که نمیتونم... اصلا نمیدونم شاید درست باشه...

3- خبر جدید این که انجمن قزوینی‌های سنت نشکن و صنف های قزوینی به آلفابت زبان فارسی اعتراض کردند... و میگوید چرا به حرف ن میگن نون ولی به حرف ک میگن کاف نمیگن کون!!!

دیگه خسته شدم

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸۳


سلام

منو ببخشید بابات پسته قبلی حالا هم اگه مایلید بخونید با موشتون روش بکشید معلوم میشه!!!

 

و اما چند تا خبر بد!!!(واسه خودم)

با اجازتون ما چند روزی رفته بودیم شمال (2شب و 3 روز) خیلی خیلی به من خوش گذشت.... آخه مگه میشه آدم خزر شهر بره و دستی هم بکشه و بهش خوش نگذره!!!! میشه؟ به خدا نمیشه!!! البته دستی اصلی هارو پسر عموم زحمتشو میکشید من تازه برای اولین بار تو عمرم تنها پشت فرمون نشستم (بابام بقلم نبود) خلاصه پدر ماشینو در اوردم .....

اصل مطلب تو حهاشیه گم شد

خبر بد اینه که اومدیم خونه دیدم ویندوز بالا نمیاد حالا انده اصل مطلب اینه که قالب های جدیدم تو مای وبزم بود فلش های منوی قالبه جدیدم تو دسکتاب با کلی چرت و پرت دیگه که دار و ندارمون دود شد رفت!!!!رو این حساب یه کوچولو زده شدم!!!!

 

دوست دارم لینک دانلوده آهنگ های جدید رو براتون بزارم ولی دیگه فایده نداره میتونید برید به سایته آلبوم جدید دات کام و حالشو ببرید البته من بازم لینکه آهنگای جدیده خواننده های مورد علاقم رو میزارم واستون (برو بابا تو هم کی آهنگ های مورد علاقه ی تورو گوش میده... همینو بگو )

راستی سایتی سراغ ندارین که بشه آهنگ های (ام پی 3) جدید خارجی رو توش با کیفیت 128 یا بیشتر(114 هم خوبه) دانلود کرد؟

 

 

 

همتونو دوست دارم که میایید پیشم... به امید دیدار خدانگهدار

 

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۳


ای خدا

اوّل فکر ميکردم يه دونند وقتی داشتم بهش غذا ميدادم (گربه های زندانی شده رو

ميگم) کللی حال ميکردم ميخورد دوسش داشتم امما وقتی گربه دوومه که از اين

ضعيف تر بود اومد ديدم اين اوليه هيچ چی نميزاره واسه دومیه که بخوره از اووليه

بدم اومد....

شما به دل نگيريد!!!! خودمم هم نفهميدم چی دارم ميگم!!!!

چند جوک يه کوچولو تکراری

ترکه ميره مسجد بر ميگرده ميبينه کفشش نيست ميگه وا من کی رفتم؟؟!!

يه روز يکی به رفيقه رشتيش ميگه بچه ی خوشگلی داری.... رشتيه ميگه تو هم

حالا هی مننت بزار!!

-------چرا؟---------

بچه که بودم يادمه يه شب ريختند تو مجتممون تا ديش و رسیور يه بنده خدايی رو

بگيرند!!!

من از مامانم پرسيدم :مامان ماهواره چيه؟

مامانم گفت يه چيزيه که باهاش تلويزيون همسايه هارو نيگاه ميکنند!!!!!!!!

حالا مامانم ازم ميپرسه شهرام اينترنت چيه؟؟ منم ميگم يه چيزيه که باهاش

کامپيونر همسايه هارو نگاه مبکنند!!!

--------چرا؟----------

ديگه چيزی ندارم بگم!!!!

THE END

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۳


سخنی از ابراهيم نبوی

با توجه به نقش مهم دعا و نیایش در ورزش و ضرورت استفاده از دعاها در مراسم المپیک که باعث می شود تا ورزشکاران از دوپینگ بی نیاز شوند و بتوانند از این طریق افتخاراتی برای میهن اسلامی به دست بیاورند که بعدا مقامات مملکتی همین افتخارات را به عنوان پیروزی جکومت در مبارزه با استکبار جهانی بزنند توی سر ملت، لذا چند مورد از دعاهای ضروری برای رشته های مختلف ورزشی به شرح زیر پیشنهاد می گردد:

یا ابوالفضل: برای وزنه برداری دو ضرب برای وزنه بالاتر از دویست و بیست کیلو
یا ابوالفضل العباس: برای وزنه برداری دوضرب برای رکوردزنی بالاتر از دویست و پنجاه کیلو
یا حضرت عباس: برای وزنه برداری تک ضرب صد و بیست کیلو به بالا

یا علی: برای کشیدن کنده و یا تبدیل یک خم به دوخم و رفتن به بارانداز در کشتی
یا باب الحوائج: برای زمانی که حریف را در کشتی خاک کردیم و می خواهیم راهی پیدا کنیم که پاهای حریف را باز کنیم و او را به پل ببریم.
یا پنج تن آل عبا: دعای دسته جمعی تیم هندبال( برای دروازه بان از دعای یا حسین استفاده شود)
یا سریع الرضا: برای زمانی که در مسابقه فوتبال دو گل عقب هستیم و در ده دقیقه باقی مانده می خواهیم با سرعت دو گل بزنیم.
یا ستارالعیوب: در مواردی که دوپینگ کردیم و امیدواریم نتیجه آزمایش دوپینگ منفی بشود.
یا حیدر کرار: مخصوص مسابقات شمشیربازی اپه
یا صاحب ذوالفقار: مخصوص مسابقات شمشیر بازی فلوره
یا صاحب ذوالجناح: برای مسابقات پرش اسب از روی مانع
دعای جوشن کبیر: برای پیروزی در مسابقات ماراتون 40 کیلومتری از این دعا استفاده شود، در این حالت دستمال هم همراه دونده باشد.
دعای فرج: این دعا برای فوتبال در زمانی که ایران با آلمان مسابقه دارد و اولیورکان دروازه بان آلمان است و ما نمی توانیم گل بزنیم کاربرد دارد.
نماز جعفر طیار: خواندن نماز جعفرطیار برای کسانی که کایت سواری می کنند قبل از مسابقه توصیه می شود.
یا یونس نبی به فریادم برس: در شرایطی که تیم واترپولو در شرایط خوبی نیست و بازیکنان درحال غرق شدن هستند خوانده شود.
یا مرتضی علی: این دعا مخصوص ژیمناستیک آرتیستیک مردان روی دارحلقه است و هنگامی که حرکت دو پیچ و دووارو همراه زده شد برای اینکه ژیمناست مثل گربه مرتضی علی چهار به خوبی روی تشک فرود بیاید خوانده شود.

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۳


تنها انشای من تو اين ساله تحصيلی که گذشت البته کامل ننوشتم اين جا

ساعت ۳:۱۹ شب تو خيابان سيمای ايران...
آروم آروم قدم ميزدم!!! يه معتاد مياد جلوم چند ثانيه با مکس به صورتم نگاه کرد منم تو صورتش نگاه کردم... معتاده کم اورد گذاشت رفت سرمو انداختم پايين به راهم ادامه دادم... باد خودم فکر ميکردم من نميخوام بر گردم خونه... نه من نميخوام.......
صدای بوم بوم يه ماشينه اسپورت.... با چراغ های رنگی!! معلوم نيست چی ميخواست از جون اين خيابون!!!

بييييييييييييييييييب بوق يه ماشين بود !!! بيييييييييييييييييب بازم همون بود دوست داشتم برگردم ...............

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸۳


با عشق همه چيز ممکن است

به نام خدای ایران زمین

مقدمه:

این نامه ای که من براتون مینویسم 1-2 سال پیش برادرم به صورت تصویر (جی پی جی) به همراه عکس هایی که از هارده دوستش کپی کرده بود دیدم و خوندم کاری باهاش نداشتم اما چند وقت پیش یکی یه کپیشو انداخته بود تو صندق پستیمون هر چند اتفاقی برام نیفتاد ولی گفتم بشینم تایپ کنم تا هم تو بلاگم بنویسم هم به 20-23 نفر از دوستام میل کنم .هر چند در نامه در بارهی کسانی است که نامه را دریافت کرده اند و موضوعه دیگری نداره یعنی به عبارتی اصل مطلب رو در بین کلی حاشیه پنهان کرده...

 شهرام

با عشق همه چیز ممکن است.

موقعی که این نامه را دریافت میکنید کسی را که دوست دارید ببوسید و منتظر یک معجزه باشید. این نامه برای خوش شانسی شما فرستاده شده است . نسخه ی اصلی این نامه در نیو انگلند میباشد این نامه 9 بار در دنیا چرخیده است . شانس برای شما فرستاده شده است. ظرف مدت 4 روز پس از دریافت این نمه شم اخبار خوشی دیافت خواهید نمود به شرط آن که شما هم به نوبه خود آن را برای دیگران ارسال نمایید این شوخی نیست با ارسال این نامه شما خوش شانسی خواهید آورد. پول نفرستید کپی نامه را برای اشخاصی بفرستید که فکر میکنند به شانس احتیاج دارند. پول نفرستید چون تقدیر قیمت ندارد . این نامه را نگه ندارید این نامه باید ظرف 96 ساعت از دست شما خارج شود.

یک افسر آرابی به محض دریافت این نانه 20 کپی از آن تهیه و ارسال نمود و 70000 دلار دریافت نمود. جولین 10000 دلار دریافت نمود ولی چون این زنجیر را شکست آن را از دست داد . در همین حال در فیلیپین جین ولنز به دلیل آنکه این نامه را به جریان نینداخت 6روز پس از دریافت نامه آن همسرش را از دست داد اگر چه او قیل از مرگ همسرش 775000 دلار دریافت نموده بود.

حتما بیست کپی بفرستید و ببینید که ظرف 4 روز چه اتفاقی می افتد. این زنجیر از ونزوئالا شروع شداین نامه را نیز شاموئل آنتونی دیکروپ به میسیولری از آمریکای جنوبی نوشته است از آنجایی که این کپی باید در سراسر دنیا بگردد شما باید 20 کپی تهیه نمائید و برای دوستان و همکارانتان بفرستید پس از جند روز شما یک سورپرایز دریافت خواهید نمود. این یک حقیقت است حتی اگر شما یک شخص خرافاتی نباشید.

توجه کنید کنستانتین ارلاس در سال 1958 نامه را دریافت نمود و از منشیخود خواست نامه را کپی و ارسال نماید چند روز بعد او در لاتاری 2000000 دلار برد کارلوناویک کارمند اداری این نامه را دریافت نمود ولی فراموش کرد که این نامه ظرف مدت 96 ساعت ارسال شود او شغلش را از دست داد کمی بعد نامه را پیدا کرد و 20 کپی ارسال نمود ظرف مدت چند روز شغل بهتری بدست آورد . فلورن فراونته این نامه را دریافت نمود و چون ۀن را باور نکرد و به دور انداخت او 9 روز بعد مرد.

در سال 1976 نامه توسط یک زن جوان در کالیفرنیا دریافت شد و چون مخدوش و ناخوانا بد او به خود قول داد که نامه را مجددّا تایپ نموده و ارسال نماید او نامه را کنار گذاشت تا بعد این کار را انجام دهد. او ناگهان با مشکلات زیادی در مورد اتومبیلش و در نتیجه صورت حساب های سنگیم روبرو شد. نامه ظرف 96 ساعت ارسال نشده بود سر انجام همانگونه که قول داده بود نامه را تایپ کرد و آن را ارسال نمود . بلافاصله ظرف مدت چند روز برنده یک ماشین نو گردید. به اید داشته باشید برای دیگران پول نفرستید این نامه را نادیده نگرید حتی اگر اعتقادی هم نداشته باشید این نامه بنا به دلایل خاص عجیبی عمل میکند.

 

به خدا قسم با رسیدن این نامه به دست بنده مشکلاتم حل گردید و درآمد روزانه من چند برابر گردید

 

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸۳


ای بابا منم حساس....

آقا / خانوم ... ما باید چه کنیم... ما یه حیاط داریم مشاع هستش ولی از هیچ جا راه نداره بری توش(نقشه ی قشنگ ساختمان) البته از واحد زیر زمین راه داره که اونم جمع کرده رفته واحد خالیه(درش هم قلفه).... اصل مطلب اینه که دو تا گربه ی ناز و احمق از کوچه وارد پارکینگ شدن و دور از چشم ما از پنجره پارکینگ وارد حیاط شدن و وقتی میگم احمقند واسه همینه ... رفتن اونجا گیر افتادن.... نه میتونند از دیوار بپرند برند نه راه دیگه ای دارند ما هم که دستمون بهشون نمیرسه!!! به عبارتی نه راه پیش و نه پس دارند!! و زبونم لال دارند میمیرند و اگه ببمیرند بو گندشون تا بیت رهبری هم میره!!

حالا بیابید پرتقال فروش را یعنی بگید ما چه کنیم؟؟

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳


بهنود دیگر

هر تعداد ايرانی که در بين چهارده ميليون نفری بودند که ديشب به تماشای مراسم زيبای المپيک 2004 آتن مشغول بودند به باورم از خشم بر خود لرزيدند و گاهی شرم بر آنان غلبه کرد وقتی که گروه ورزشکاران جمهوری اسلامی را بر پرده ديدند، بی هيچ تفاوتی بين موافقان و مخالفان حکومت. شايد هم از قضا کسانی که هوادار جمهوری اسلامی هستند و يا دست کم نسبت به حکومت نظری ندارند و منتهای آبادی و آزادی و سربلندی کشور آرزوی آن هاست بيش تر دچار اين احساسات شدند.

 

من الان چی ميتونم بگم؟؟

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸۳


گوره پدر مدرسه!

هی با خودم میگفتم وای چه رشته ای برم من الان سر دوراهی هستم وای... وای....

رفتمم مدرسه ثبت نام کنم یارو داد زد چه رشته ای میری؟؟؟ گفتم بله؟؟دوباره گفت چه رشته ای میری ... گفتم ری ری ریاضی!!!

سلام یه همهی شما دیروز وقتی فلش های گره پدر مدرسه 1 و 2 قخ دیدم کلی حال کردم....!!!

اگه بخوام آپ کنم وقط میتونم جوک بگم که میگید بی مزست!!!

ولی من میگم

از یه ترککه میپرسن دودوتا؟؟ میگه ها!!؟؟ دودوتا!! میگه آهان.
این جوکو مارمولک پیر گفت!! یه مارمولکه میره مشهد میشه مشمولک یه کم بزرگ میشه میشه مشمول میبرنش سربازی!!!!

ای بابا چه قدر من بی مزم... اه اه اه /........

راستی در بارهی پست قبلی نگران نشی دعواست دیگهتو هر خونه پیشمیاد هنوزم قهرم ......!!

همتونو دوست دارم بای

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ،۱۳۸۳


چرا؟

نمیدونم!!!!

چرا داد میزنی حالا؟؟؟

برو بابا تو هم

شهرام جون پسرم چیزی شده؟؟

ننننهههه

بوم (صدا در اتاق)

هو گوسفند مگه این جا طویلست که درو این طوری میبندی!!!

با خودم میگم از اونجا بد تره.........

خواستم درو قفل کنم .... کلیدش نبود صندلیمو گذاشتم زیره دستگیره در تا پایین نیاد 10 دقیقه مثل دیوونه ها فقط تو اتاقم راه رفتم....

مثل همیشه مشت میزدم به دیوار....

سی دی پلیر ظبط  رو روشن کردم زدم آهنگ 35 تا داریوش بیاد بخونه برام رفتم رو تختم خوابیدم دو باره گریه کردم نه بازم گریه...

باورم نمیشد گریم دسته خودم نبود!!!

کلمو بردم زیره بالش... با دو دستم بالشو محکم فشار میدادم دلم واسه خودم می سوخت که چرا من به دنبا اومدم احساس پوچی میکردم....  با خودم گفتم خدا چیزیت میشد قبل از به دنیا اومدنم ازم اجازه میگرفتی ای خدا میمردی بهم یه پی ام بدی.... دیگه داشتم به سختی نفس میکشیدم .... بالشو از رو صورتم بر داشتم!!! با خودم گفتم دیوونه داشتی میمردی.... هر جند میمردم بهتر بود ... رفتم در کمدمو باز کردم طنابه داری که واسه خودم بسته بودم... نگاه کردم وسط اشکای سرازیر خندم گرفت......  رفتم کلمو کردم تو حلقه ی دار م.... بازم میخندیدم.... یه لحظا خنده ی دیوانه وارم قطع شد گفتم کاشکی یکی میومد در کمدو قفل میکرد تا جنازم بو آشغال مرغ بگیره...

زندگیم اومد جلو چشمم بچگیم... دوستام... چه بچگی از همون اول با همه دعوا داشتم امما وقتی تصویر مادرم اومد جلو چشمم ... دوست داشتم برم برای (|N) بار دستشو ببوسم.....از همون بچگیم علاقه ی زیادی نسبت به بابام نداشتم چون صبح ساعت 5 میرفت سر کار شبم که بر میگشت فقط اخبار نیگاه میکرد تازشم اگه موقع اخبارش شلوغ میکردم دعوام میکرد!!!خوده مامان بابام وقتی بچه بودم ازم می پرسیدند شهرام مامان رو چه قدر دوست داری میگفتم این قدر بعد دستامو تا جایی که میتونستم از هم دور میکردم!!! بعد مامانم میخندید میگفت بابا رو چه قدر دوست داری میزاشتم میرفتم....

این بخش آخرو نباید میگفتم چون ربطی نداشت.....!!!

<مادر روزت مبارک ><مامان دوست دارم><مامان منو ببخش><هر چند اینو نمیبینی ولی بزار آدما بدونند من چه قدر دوستت دارم>< مامانی ببخشید دیر شد ولی بل اخره شد دیگه....

دوست داشتم این داستانو یه جوری دیگه تموم کنم ولی بقیشو میزارم واسه بعدن

 همتونو دوست دارم...  از باران مهربون و زهرا و رضا موتوریه گلم و مارمولک پیر بابت نظراتشون ممنونم!

 

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۳


ببخشید اگه بعضیاشون خوب پاستوریزه نشده!!!!

يه روز به بامشاد ميگن زنت حاملست. ميگه اي اردل نامرد!

 

معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدي که اين مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوي مدرسه دختروونه پيداش کردم!

 

يه نفر تو صف نونوايي بوده يه دفه عطسه ميکنه و دستشو جلوي دماغش ميگيره و تمام بند و بساط دماغش مياد تو دستش! همين جور مونده بوده چکار کنه که بر ميگرده به پشت سريش ميگه آقا بي‌زحمت اينو دست به دست کنين اون آخر صف بمالينش به ديوار!

 

يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعني اينقدر جوون موندم؟

 

يه ترکه چند تا خر رو دور خودش جمع ميکنه ميگه دمش گرم عجب آيينه کاري باحالی

 

يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن مي‌بينن موبايلش دستشه. يارو يه نگا به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين؟

 

خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار مي‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مي‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپاره‌اي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد مي‌زنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه تقي داريم .......................

 

يه بچه ترکه ميره پيش باباش ميگه چرا به من ميگن خر باباهه ميگه برو از تو آشپزخونه يه قابلمه بيار تا بهت بگم وقتي مياره ميزنه رو قابلمه ميگه اين صداي چيه؟ بچهه ميگه فکر کنم دارن در ميزنن! باباهه ميگه حالا فهميدي چرا بهت ميگن ترک خر؟ بلند شو قابلمرو بزار سر جاش تا من برم در رو باز کنم

 

رشتيه پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره و ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌شوخي كردم جون حاجي.اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت..  آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!
 

به لاک پشته ميگن يه خالي ببند ميگه دويدم و دويدم

 

تركه ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم چیزه(.....) بلال حبشي بدين!

 

  
نویسنده : شهرام ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸۳